لغت نامه دهخدا
بوسه ریز. [ س َ / س ِ ] ( نف مرکب )بسیار بوسنده. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ).
بوسه ریز. [ س َ / س ِ ] ( نف مرکب )بسیار بوسنده. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ).
( اسم ) بسیار بوسنده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بوسه بر لبهای خونین فیلمی از ساموئل خاچیکیان و محصول آژیرفیلم است که در سال ۱۳۵۲ در سینماهای کشور بهنمایش درآمد.
💡 گویند که هرگز نشود بوسه به پیغام ما بوسه از این گونه به پیغام ستانیم
💡 وینک امسال چو بر روی و لبش بوسه زنم شصت را شش شمرد سی را سه چل را چار
💡 يحيى بستهاى را باز كرد، صحيفه اى را بيرون آورد، بر مهر آن بوسه زد و گريست !
💡 یک بوسه در ده زان دهن وانگه بریز این خون من تا در دمی حاصل شود هم کام من، هم کام تو
💡 از فیلمهای معروف او میتوان به بازی در فیلم بوسه طولانی شببخیر، قصر ویرانشده، مردان مجرد و بونویل اشاره کرد.