بودار. ( نف مرکب ) بوی دار. دارنده بو. آنچه دارای رایحه باشد. چیزی که دارای بو و رایحه باشد. || سخن کنایه آمیز که دارای معنی غیر معنی ظاهر باشد. ( فرهنگ فارسی معین ). || سرخ کرده. طعامی که آنرا سرخ کرده یا پیاز وامثال آن در آن کرده باشند. ( یادداشت بخط مؤلف ).
(اِفا. ) سخنی که در آن کنایه و منظوری غیر از ظاهر سخن، نهفته باشد.
چیزی که دارای بو باشد، دارندۀ بو.
( اسم ) ۱ - دارند. بو آنچه که دارای رایحه باشد. ۲ - سخن کنایه آمیز که دارای معنیی غیر معنی ظاهر باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کسی از اوطلب ننمود چیزی را که گویدنه نمی بودار تشهد بر زبان جاری نکردی لا
💡 نبودار زیور رخسار یوسف خاک پای تو زلیخا را چنین میکردکی آشفته وشیدا
💡 شش سازمان و مرکز بودایی در آلاباما فعالیت میکند. بیشتر معابد بودا در جنوب شهرستان موبیل نزدیک بایو لا باتر متمرکز شدهاست. در طول دهدی ۷۰ میلادی و پس از آن این منطقه شاهد موج اسکان پناهجویانی از کامبوج، لائوس و ویتنام بود. چهار معبد بودایی شامل "چووا چان گیاک"، وات بوداراکسا"، "وات لائو فوتهاویهان" در شعاع ۱۰ مایلی بایو لا باتر قرار دارند.
💡 دوست را از لطف و دشمن را بودار قهر تو خنده عشرت چو برق و گریه غم چون سحاب
💡 به وصف زلفت ار گشتم پریشان گوعجب نبود که چشم مستت از دستم ربودار بود فرهنگی
💡 ترکیبات اصلی این غذا شامل ماست یا دوغ ترش یا شیرین، خیار ریز شده، سبزیجات تازه و بودار، یخ و نان است و از گردو، خامه، ترخون، ریحان، نعناع، کشمش، پیاز، سیر، موسیر به عنوان اجزای فرعی استفاده میشود.