لغت نامه دهخدا
بوبین. ( اِ ) پیچک. ( فرهنگستان ). قرقره ای که بدور آن سیم فلزی روپوش داری بپیچند و جریان الکتریسیته از آن عبور کند و یا بوسیله آن بتوان تغییری در جریان برق ایجاد کرد. پیچک. ( فرهنگ فارسی معین ).
بوبین. ( اِ ) پیچک. ( فرهنگستان ). قرقره ای که بدور آن سیم فلزی روپوش داری بپیچند و جریان الکتریسیته از آن عبور کند و یا بوسیله آن بتوان تغییری در جریان برق ایجاد کرد. پیچک. ( فرهنگ فارسی معین ).
[ فر. ] ( اِ. ) قرقره ای که به دور آن سیم روپوش دار پیچیده شده است و برای تغییر مقدار جریان برق در موتورها و دستگاه های برقی به کار می رود.
۱. قرقره، ماسوره.
۲. (برق ) وسیله ای در بعضی دستگاه های برقی شبیه قرقره که روی آن سیم پیچی شده و فشار جریان برق را بالا می برد.
قرقره، ماسوره، آلتی است که دربعضی دستگاههای، برقی شبیه به قرقره که روی آن سیم پیچی شده وفشار، جریان برق رابالامیبرد
( اسم ) استوانه کوچک و قرقره و ماسوره فلزی یا چوبین یا پلاستیکی که بدور آن نخ و کاغذ و ابریشم و پشم و غیره بپیچند قرقره ای که بدور آن سیم فلزی روپوش داری بچیچند و جریان الکتریسیته از آن عبور کند و یا بوسیل. آن بتوان تغییری در جریان برق ایجاد کرد پیچک
قرقرهای که به دور آن سیم روپوش دار پیچیده شدهاست و برای تغییر مقدار جریان برق در موتورها و دستگاههای برقی به کار میرود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفت یک خاصیتم در بینی است کار من در خاکها بوبینی است
💡 در تهران، شیراز، مشهد و اصفهان، و همچنین؛ استانبول، هراره، بوبینی فرانسه بیمارستانهایی به افتخار وی نامگذاری شدهاند.
💡 به دلیل استهلاک کمتر تجهیزات دیجیتالی، طول عمر آنها بهطور قابل ملاحظهای از تجهیزات الکترومکانیکی بیشتر است؛ لذا با حذف رلههای مکثر که دارای کنتاکت و بوبین هستند و جایگزینی آنها با منطقهای نرمافزاری، به طرز چشمگیری متوسط رویداد خطا در سیستم کاهش مییابد.
💡 گاهی به چشم لطف مه من بوبین مرا در آتش فراق مسوز اینچنین مرا
💡 شد ز جفای آسمان قامت ماه در کمین چشم کشاده سیدا گردش چرخ را بوبین