( بلمة ) بلمة. [ ب َ ل َ م َ ] ( ع اِ ) سخت آرزومندی ناقه به فحل و آماسیدگی شرم وی از شدت آرزومندی نر. ( از منتهی الارب ). ورم شرم از شدت گشن خواهی. ( از ذیل اقرب الموارد از لسان ). || آماسیدگی لب. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || شکوفه درخت عضاه. ( از ذیل اقرب الموارد از لسان ).
بلمه. [ ب َ م َ / م ِ / ب ُ م َ / م ِ] ( اِ ) ریش انبوه و دراز. ( برهان ) ( آنندراج ). بامه.( شرفنامه منیری ). ضد کوسه. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). || پایه و زینه و نردبان. ( ناظم الاطباء ).
بلمه. [ ب َ م َ/ م ِ ] ( ص ) مردم ریش دراز. ( برهان ). درازریش. ( غیاث ). ریشو. لحیانی. ریش تپه. بزرگ ریش. بامه:
تیزی که چون کواکب منفضه ( ؟ ) گاه رجم
با ریش بلمه شب تیره قران کند.کمال اسماعیل.آنچه کوسه داند از خانه کسان
بلمه از خانه خودش کی داندآن.مولوی.کوسه هان تا نگیری ریش بلمه درنبرد
هندوی ترکی بیاموز آن ملک تمغاج را.مولوی.و رجوع به بلمه ریش شود.
بلمه. [ ب َ ل َ م َ / م ِ ] ( اِ ) قسمی ماهی. ( از دزی ). و رجوع به بَلَم شود.
(بَ مِ ) ( اِ. ) ۱ - ریش بلند و انبوه. ۲ - مردی که ریش بلند و انبوه داشته باشد. بامه هم گفته شده.
۱. ریش بلند و انبوه.
۲. (صفت ) ویژگی مردی که ریش بلند و انبوه داشته باشد.
ریش بلندوانبوه، ومردی که ریش بلندوانبوه دارد
۱- ( اسم ) ریش بلند وانبوه. ۲- ( صفت ) مردم ریش دراز.
قسمی ماهی
ریش بلند و انبوه.
مردی که ریش بلند و انبوه داشته باشد. بامه هم گفته شده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بلمه ایهان تا نگیری ریش کوسه در نبرد هندوی ترکی میاموز آن ملک تمغاج را
💡 برای تهیهٔ اشکنه پیاز ابتدا پیازهای خلال شده را سرخ کرده تا طلایی شود. سپس مقداری مرزه یا شنبلیله خشک شده را به پیازها میافزاییم و تفت میدهیم. مقداری زردچوبه و نمک به آن اضافه نموده و پس از افزودن آب به آن، در قابلمه را میبندیم تا پخته شود. این خوراک معمولاً به صورت تلیت کردن نان در آن سرو میشود.
💡 همچنین برای ساخت وسایل دکوری خانه مانند قفسه نانوایی، قفسه شراب، قفسه قابلمه، اتاگر، پایه میز، میز، دروازه، تخت، جا شمعی، میله پرده، میله و صندلی بار استفاده می شود.
💡 غذاها معمولاً خورشتی هستند، زیرا اغلب اوقات همه مواد تشکیل دهنده غذا در یک قابلمه پخته میشوند. زعفران، هل، زردچوبه و آویشن طعمهای اصلی مورد استفاده در غذاهای اماراتی هستند. ورود برنج به غذاها زمانی آغاز شد که تجار به این منطقه نقل مکان کردند. از برگ درختان بومی مانند غاف/کهور نیز برای پرکردن شکم پرندگان کوچک استفاده میشود که طعم و عطر آن را در طول پخت آزاد می کرد.
💡 اشکنهٔ پیاز سیبزمینی از رایجترین انواع اشکنه است. پس از طلایی شدن پیازها به تعداد هر نفر دو عدد سیب زمینی خورد شده را اضافه میکنیم و بعد ادویه و زردچوبه و سپس آب را به آن اضافه میکنیم در قابلمه را میبندیم تا با حرارت کم نیم ساعت جوش بخورد. اشکنه بهطور کلی نیاز به گوشت مرغ یا هیچ نوع گوشتی ندارد و در واقع این یک خوراک گیاهی است و از کهنترین خوراکهای رایج در ایران است.