باد نشسته
فرهنگ معین
(نِ تِ ) (ص مر. ) کسی که غرور و تکبر از سرش به در رفته.
ویکی واژه
کسی که غرور و تکبر از سرش به در رفته.
جمله سازی با باد نشسته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گیرم که سلیمان نبی را پسری بر باد نشسته ای، جهان می سپری
💡 تو سلیمانی و زیر تو فرس تخت روان تخت از معجزه بر باد نشسته چو غبار