اواصر

مترادف‌ها

پیوندها، رشته‌ها، اتصالات

متضادها

گسست، جدایی، قطع

لغت نامه دهخدا

اواصر. [ اَص ِ ] ( ع اِ ) ج ِ آصرة. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). به معنی پیوندهای خویشی و به معنی وسائل: عناصر آداب و اواصر انساب و اسباب است. ( تاریخ بیهق ص 20 ).

فرهنگ معین

(اَ ص ِ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - قرابت، نزدیکی. ۲ - (اِ. ) زهدان. ۳ - ریسمانی که دامن خیمه را با آن بندند.

فرهنگ عمید

آنچه باعث عاطفه و پیوستگی میان کسی با خویشان او شود.

ویکی واژه

قرابت، نزدیکی.
زهدان.
ریسمانی که دامن خیمه را با آن بندند.

جمله سازی با اواصر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خانواده‌ها باید برای حفظ اواصر عاطفی و پیوندهای خانوادگی، زمان بیشتری را به گذراندن در کنار یکدیگر و گفتگوهای صمیمانه اختصاص دهند.

💡 فرهنگ و سنت‌های کهن، اواصر محکمی میان اعضای یک جامعه ایجاد می‌کنند که باعث می‌شود در برابر سختی‌ها متحد بمانند.

💡 با گذشت زمان و تغییر سبک زندگی، اواصر میان دوستان قدیمی ممکن است ضعیف شود مگر اینکه برای حفظ آن‌ها تلاش شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران