اقعاد

لغت نامه دهخدا

اقعاد. [ اِ] ( ع مص ) خدمت کردن کسی را. || کفایت کردن کسب کسی را. || نشانیدن. || لنگ شدن. || بر جای مانده گردانیدن. || کندن چاه را بقدر قعده. و نشستن جای یا تا آب نارسانیده گذاشتن آنرا. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). گذاشتن حفر چاه را پیش از رسیدن به آب.
اقعاد. [ اَ ] ( ع اِ ) بیماریی است که در ران شتر عارض گردد و وامانده گرداند او را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - نشاندن، نشانیدن. ۲ - خدمت کردن کسی را.

ویکی واژه

نشاندن، نشانیدن.
خدمت کردن کسی را.

جمله سازی با اقعاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اعلم انّ اصحاب الحدیث الذین هم نقلة الاخبار و خزنة الآثار اتّفقوا علی انّ هذا التّأویل صحیح و انّ اللَّه عزّ و جل کان قبل خلقه الاشیاء قائما بذاته ثمّ خلق الاشیاء من غیر حاجة له الیها بل اظهار قدرته و حکمته لیعرف وجوده و توحیده و کمال علمه و قدرته بظهور افعاله المتقنة المحکمة و خلق لنفسه عرشا استوی علیه کما شاء و هو الآن مستو علی عرشه کما اخبر عن نفسه و ان لم یکن قبل ذلک مستویا علیه و لیس اقعاده محمدا علی العرش موجبا له صفة الرّبوبیّة او مخرجا ایّاه عن صفة العبودیّة بل هو رفع لمحله و اظهار لشرفه و تفضیل له علی غیره من خلقه.

چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
اعلان یعنی چه؟
اعلان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز