لغت نامه دهخدا
اقرارنامه. [ اِ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) عهدنامه. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || قرارنامه. || تمسک. ( ناظم الاطباء ). || نوشته ای که کسی نویسد و بموجب آن چیزی را بر عهده خود اثبات کند. رجوع به اقرار و ترکیبات آن شود.
اقرارنامه. [ اِ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) عهدنامه. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || قرارنامه. || تمسک. ( ناظم الاطباء ). || نوشته ای که کسی نویسد و بموجب آن چیزی را بر عهده خود اثبات کند. رجوع به اقرار و ترکیبات آن شود.
( ~. مِ ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) ورقه ای که در آن اعترافات شخصی را نویسند و به امضای او رسانند، اعتراف نامه.
نامه ای که با نوشتن یا امضای آن کسی به کاری که کرده اقرار کند.
( اسم ) ورقه ای که در آن اعترافات شخصی را نویسنده و بامضای او رسانند اعتراف نامه.
ورقهای که در آن اعترافات شخصی را نویسند و به امضای او رسانند، اعتراف نامه.
💡 رضوان به آنکه دست به خوی زمانه داشت اقرارنامه سوی جهان از جنان نوشت