اشکیل

لغت نامه دهخدا

اشکیل. [ اِ ] ( اِ ) مکر و حیله و فریب. ( انجمن آرا ) ( غیاث ) ( آنندراج ). و رجوع به اشکل شود. || اسبی بود که دست راست و پای چپ او سفید باشد. ( برهان ) ( هفت قلزم ) ( غیاث ). || دوائی است که آب برگ آن سفیدی چشم را زایل کند و بعربی آنرا عوسج گویند. ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ). و رجوع به اشکیل چشم شود.

فرهنگ معین

( اِ ) (اِ. ) نک اشکل.
(اِ کِ ) (اِ. ) = اشکال: پای بند ستور.

فرهنگ عمید

مکر، حیله، تزویر، فریب.

فرهنگ فارسی

اشکل: مکر، حیله، تزویر، فریب
( اسم ) مکر فریب.

ویکی واژه

نک اشکل.
اشکال: پای بند ستور.

جمله سازی با اشکیل

💡 از این غلاف‌ها عرق گیاهی خوش عطری به‌دست می‌آید که نام محلی آن در بم «عرق کاشکیلو» است

💡 چه ریشد دستگاه فطرتم تار خیال اینجا به اشکیل خران دارم تلاش ریسمانی‌ها

💡 روی ببسطام نهادم بنزدیک بایزید در آمدم بایزید را چشم برمن افتاد. تبسمی بکرد و گفت آن اشکیل که بر پایت نهادند چه کردی؟ گفتم اختیار خویش باختیار او بگذاشتم شیخ گفت ای مشرک اختیار من می‌گویی یعنی ترا نیز وجودی و اختیاری هست این شرک نبود! نقلست که گفت عز درویشی خویش را پنهان دار. پس گفت درویشی در ماه رمضان یکی توانگری بخانه برد و در خانه وی به جز نانی خشک نبود.

💡 آتشفشان کومبال در جنوب غربی کلمبیا، در ۲۵ کیلومتری جنوب غربی آتشفشان آسورفرال و ۵٬۵ کیلومتری شمال شرقی شهرک کومبال قرار دارد. این آتشفشان که عمدتاً از جریان‌های گدازه آندزیتی-داسیتی اشکیل شده در گستره‌ای شمال شرقی-جنوب غربی کشیده است.

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز