لغت نامه دهخدا
اشکیل چشم. [ اِ ل ِ چ َ / چ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دوایی است که آنرا عوسج گویند. اگربرگ آنرا بکوبند و آب آنرا بگیرند و هفت روز در چشم چکانند، سفیدی چشم را که بهم رسیده باشد زایل کند. ( برهان ) ( هفت قلزم ) ( آنندراج ). عوسج. ( فهرست مخزن الادویه ). حُضَض. ( منتهی الارب ). و رجوع به اشکیل شود.