ابروکن
متضادها
لبخند زدن
لغت نامه دهخدا
ابروکن. [ اَ ک َ ] ( اِ مرکب ) موچینه. منقاش.
فرهنگ معین
( ~. کَ ) (ص فا. اِمر. ) موچینه، منقاش.
فرهنگ فارسی
( اسم ) موچینه منقاش.
ویکی واژه
موچینه، منقاش.
جمله سازی با ابروکن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تواضع آینهدار کمال مرد بس است چو ماه از خم ابروکنید بال جبین
💡 زچشم پر فریب محشرانگیز تو می آید که از یک جنبش ابروکند بنیاد ایمان را