آویختنی واژهای در زبان فارسی است که به صورت صفت به کار میرود و به چیزی اشاره دارد که قابلیت آویخته شدن یا نصب شدن به حالت معلق را دارد. این واژه از مصدر «آویختن» گرفته شده است که در اصل به معنای آویزان کردن یا در حالت تعلیق قرار دادن چیزی است. در کاربردهای زبانی و علمی، آویختنی برای توصیف اشیایی به کار میرود که بتوان آنها را از نقطهای ثابت آویزان کرد یا به سطحی متصل نمود. این مفهوم بیشتر در حوزههای فنی، مهندسی، طراحی داخلی و توصیف اشیای فیزیکی مورد استفاده قرار میگیرد. به عنوان مثال، وسایلی مانند چراغهای سقفی، تابلوهای دیواری یا برخی ابزارهای تزئینی در دسته اشیای آویختنی قرار میگیرند. این واژه بیانگر ویژگی فیزیکی یک شیء است و نشان میدهد که آن شیء قابلیت قرار گرفتن در وضعیت معلق یا آویزان را دارد. در زبان فارسی، آویختنی بیشتر در متون رسمی و توصیفی استفاده میشود و کمتر در گفتار روزمره رایج است. از نظر ساختار دستوری، این واژه یک صفت مشتق است که از فعل ساخته شده و معنای قابلیت یا امکان را منتقل میکند. کاربرد آن میتواند در حوزههای مختلف علمی مانند معماری یا طراحی صنعتی نیز دیده شود، جایی که ویژگی نصب و آویزان کردن اهمیت دارد. در مجموع، این واژه به هر شیء یا پدیدهای گفته میشود که امکان آویزان شدن یا قرار گرفتن در حالت معلق را داشته باشد.
آویختنی
لغت نامه دهخدا
( آویختنی ) آویختنی. [ ت َ ] ( ص لیاقت ) درخور آویختن. ازدرِ آویختن. که آویختن آن ناگزیر و واجب باشد.
فرهنگ فارسی
( آویختنی ) ( صفت ) لایق آویختن آنکه یا آنچه آویختن آن ناگزیر باشد.
ویکی واژه
ویژگی آنچه شایسته و مناسب آویختن است، یا باید آویخته شود.
مستحق به دار آوایختن؛ به دار کشیدن. خلقالله بیگناه را... واجبالقتل کشتنی و سوختنی و آویختنی کرده. «جمالزاده»
جمله سازی با آویختنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قطعاتی که باید مورد عملیات گالوانیزهٔ گرم قرار گیرند نباید توسط رنگ روغنی یا اسپری مارکزنی شوند. این قطعات میبایست از طریق مارکهای سمبهای (حکشدنی) و با مارکهای آویختنی شمارهگذاری شوند.
💡 در سلسله عشق که بگسیختنی نیست غیر از دل سودا زده آویختنی نیست