پسرینه

لغت نامه دهخدا

پسرینه. [ پ ِ س َ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به پسر، نرینه در فرزند آدمی: چنین گویند که در این ایام حمزه آذرک در سبزوار زیادت از سی هزار مرد و کودک پسرینه بکشت. ( تاریخ بیهق ). اطفال پسرینه را جمله خارجیان بکشتند. ( تاریخ بیهق ). و آنچ پسرینه بودند از فرزندان سلطان هرچند خرد بودند بکشتند. ( جهانگشای جوینی ).

فرهنگ عمید

از جنس پسر، پسر.

جمله سازی با پسرینه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وارث پسرینه چون نداری باری بیگار مکن برای دختر گایت

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز