آزادمنش
مترادفها
بزرگوار، بخشنده، سخی، کریم
متضادها
اسیر، بنده
فرهنگ عمید
( آزادمنش ) راد، جوانمرد، دارای خوی آزادگی، آزاده خو.
فرهنگ فارسی
راد، جوانمرد، دارای خوی آزادگی، آزاده خو
ویکی واژه
آزاده. آزادیخواه. جوانمرد. بیپروا.
جمله سازی با آزادمنش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حکایاتی دربارهٔ تیزهوشی، بلندمرتبگی، و بی پروایی او در پاسخ گفتن به خردهگیریهای حاکمان و شاهان نقل کردهاند، که نشاندهنده دقت نظر، نیروی ذهن، شجاعت اخلاقی، وارستگی و آزادمنشی اوست.
💡 آزادی آزادمنش (زادهٔ ۱۳۲۲ در گناباد) نمایندهٔ مردم شهرستانهای گناباد و بجستان در مجلس ششم بودهاست. او دکترای جامعهشناسی را از دانشگاه پونا هندوستان اخذ کردهاست.(او با کسب ۱۶٬۴۰۶ رای از ۶۰٬۲۰۵ که معادل ۲۷٬۲۵٪ آرا بود به مجلس راه پیدا کرد)
💡 برخی از این نمایشها چنان افراطی بود که حتی برای تماشگران آزادمنش آنتوان نیز گران میآمدند. عرضهٔ چنین آثاری بود که طبیعتگرایی را مکتبی فاسد معرفی کرد، گو اینکه همین شهرت بد موجب جذب تماشاگران بیشتری میشد و راه را برای آزادی بیشتر در تئاترهای رسمی هموار میساخت.
💡 آزادمنش بعد از اتمام دوره نمایندگی مجلس نیز با عضویت در حزب اعتماد ملی و فعالیت در ستاد انتخاباتی مهدی کروبی فعالیت سیاسی خود را ادامه داد. وی به زبان انگلیسی نیز مسلط است.
💡 آن مرد بزرگوار با رفتار آزادمنش خود و بخشش بیدریغ مالش به نیازمندان، جایگاه ویژهای در میان اهالی روستا و تمامی همسایگان پیدا کرد.
💡 در افسانههای قدیمی، همیشه قهرمانی با روحیه آزادمنش و قلب مهربان توصیف میشد که از هیچ سختیای برای کمک به مظلومان نمیترسید.
💡 شخصیت او به گونهای بود که با نگاهی آزادمنش به مشکلات زندگی، همیشه سعی میکرد با آرامش و بدون کینه با دیگران برخورد کند.