Westphalian
🌐 وستفالیایی
دیکشنری انگلیسی به فارسی
📌 مربوط به یا مربوط به منطقه تاریخی وستفالن آلمان یا ساکنان آن
📌 بومی یا ساکن وستفالن
جمله سازی با Westphalian
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 He collected a Westˈphalian stamp series that completed the album’s tricky page.
او یک سری تمبر وستفالیایی جمعآوری کرد که صفحهی دشوار آلبوم را تکمیل میکرد.
💡 A scholar traced a distinctly Westˈphalian thread in debates on statehood.
یک محقق، ردپایی کاملاً وستفالیایی را در مباحث مربوط به استقلال کشورها ردیابی کرد.
💡 The menu offered a hearty Westˈphalian platter with rye, pickles, and cured meats.
منوی غذا شامل یک بشقاب وستفالیایی دلچسب با چاودار، ترشی و گوشت نمک سود شده بود.