put ones hand to
🌐 دست گذاشتن به
دیکشنری انگلیسی به فارسی
📌 رجوع به چرخاندن دست به سمت شود.
جمله سازی با put ones hand to
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Given clear instructions, she can put one's hand to plumbing, painting, or pastry with equal curiosity.
اگر دستورالعملهای واضحی به او داده شود، میتواند با کنجکاوی یکسانی به لولهکشی، نقاشی یا شیرینیپزی بپردازد.
💡 He promised to put one's hand to whatever the shelter needed most, from folding blankets to fixing shelves.
او قول داد که به هر کاری که پناهگاه بیشترین نیاز را داشت، از تا کردن پتوها گرفته تا تعمیر قفسهها، کمک کند.
💡 She is willing to endure, and she well knows that in that country one must put one's hand to everything.
او حاضر است تحمل کند، و خوب میداند که در آن کشور باید دست به هر کاری زد.
💡 Apprentices put one's hand to real work early, which is how confidence grows.
کارآموزان خیلی زود دست به کار واقعی میزنند، و به این ترتیب اعتماد به نفسشان افزایش مییابد.