otherwise

🌐 در غیر این صورت

«در غیر این صورت / وگرنه»؛ یا «به شکل دیگری، جور دیگر» (You look tired, but otherwise you’re fine).

قید (adverb)

📌 تحت شرایط دیگر.

📌 به شیوه‌ای دیگر؛ به گونه‌ای دیگر

📌 از جهات دیگر.

حرف ربط (conjunction)

📌 وگرنه؛ اگر نه.

صفت (adjective)

📌 دیگر یا متفاوت؛ از نوع یا ماهیت دیگر

📌 در شرایط دیگر یا متفاوت.

جمله سازی با otherwise

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 If conditions were otherwise, I wouldn't be so worried.

اگر شرایط جور دیگری بود، اینقدر نگران نبودم.

💡 I didn't like the ending, but otherwise it was a very good book.

پایانش رو دوست نداشتم، ولی در کل کتاب خیلی خوبی بود.

💡 The test helps identify problems that might otherwise go unnoticed.

این آزمایش به شناسایی مشکلاتی کمک می‌کند که در غیر این صورت ممکن است مورد توجه قرار نگیرند.

💡 All of the books had been burned or otherwise destroyed.

تمام کتاب‌ها سوزانده شده یا به هر نحوی از بین رفته بودند.

💡 Something must be wrong; otherwise, he would have called.

حتماً مشکلی پیش آمده؛ وگرنه زنگ می‌زد.