disoperation
🌐 اختلال
دیکشنری انگلیسی به فارسی
📌 بومشناسی، رابطهای بین دو موجود زنده در یک جامعه که برای هر دو مضر است
جمله سازی با disoperation
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The temporary disoperation of the plant allowed safety teams to upgrade sensors and train staff thoroughly.
تعطیلی موقت کارخانه به تیمهای ایمنی اجازه داد تا حسگرها را ارتقا داده و کارکنان را به طور کامل آموزش دهند.
💡 A sudden disoperation forced creative partnerships with neighboring facilities to meet obligations.
یک تعطیلی ناگهانی، همکاریهای خلاقانه با تأسیسات همسایه را برای انجام تعهدات ضروری کرد.
💡 Budget planners modeled disoperation scenarios, ensuring reserves covered payroll during outages.
برنامهریزان بودجه سناریوهای خاموشی را مدلسازی کردند و اطمینان حاصل کردند که ذخایر، حقوق و دستمزد را در طول قطعیها پوشش میدهد.