competitory
🌐 رقابتی
صفت (adjective)
📌 رقابتی.
جمله سازی با competitory
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The market felt sharply competitory, with rivals undercutting prices while neglecting long-term service.
بازار به شدت رقابتی به نظر میرسید، چرا که رقبا قیمتها را بسیار پایینتر از قیمت واقعی میفروختند و در عین حال از ارائه خدمات بلندمدت غافل بودند.
💡 Her competitory instincts softened once collaboration proved more profitable.
غرایز رقابتی او زمانی که همکاری سودآورتر شد، نرمتر شد.
💡 In a competitory environment, kindness remains a differentiator customers actually remember.
در یک محیط رقابتی، مهربانی همچنان یک وجه تمایز است که مشتریان واقعاً آن را به خاطر میسپارند.