celebrated
🌐 جشن گرفته شد
صفت (adjective)
📌 مشهور؛ شناختهشده
جمله سازی با celebrated
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 one of the most renowned figures in sports history
یکی از چهرههای سرشناس تاریخ ورزش
💡 a celebrated author making an appearance on a talk show
حضور یک نویسنده مشهور در یک برنامه گفتگو محور
💡 Squibb is a much beloved and highly celebrated actress with a stage and screen career spanning seven decades.
اسکوئیب بازیگری بسیار محبوب و بسیار مورد تحسین است که هفت دهه در عرصه تئاتر و سینما فعالیت دارد.
💡 How did Bali, celebrated for decades as the "last paradise", get to this point?
چگونه بالی، که دههها به عنوان «آخرین بهشت» مورد تجلیل قرار میگرفت، به این نقطه رسید؟
💡 He is one of today's most celebrated young writers.
او یکی از نویسندگان جوان و شناختهشدهی امروزی است.