ویکی واژه - صفحه 115
- چپان
- مفر
- چنگل
- آفتاب سوخته
- پسار سرمحور
- تاغ
- دست جنباندن
- جواسق
- کپی رایت
- توزیع یکنواخت
- پرک برف
- غرنگیدن
- رزمجو
- عر زدن
- دستور ساخت گروهی
- فتال
- دوور
- خوشیدن
- منافی
- گواره
- خط ساب
- پتانسیل شیمیایی
- آدم شناس
- روانگرایی
- چراغ پاشنه
- لهی
- آخور چی
- هجاور
- فوتوشکافت
- ساز و نوا
- عروسک سایه
- تخلیط
- خط محوری
- زیرگروه مشخصه
- کرنای
- بیماریهای التهابی روده
- وارد کردن
- اثر زیمان
- بیلسته
- آمبولوس
- واشویی
- چشمه معدنی
- ملات
- تدوینگر صدا
- ضریب پیوند
- تفتن
- ورکانه
- متسع
- عنصر حصول اطمینان
- چغد
- مستخلص
- برخوردگی حبه
- ماه گرفتن
- واجهندگی
- واژگان
- اشکم
- نقیب
- بیپدر
- نوترون گرمایی
- جمار