مطالبات

لغت نامه دهخدا

مطالبات. [ م ُ ل َ / ل ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مطالبه. طلب ها که از کسان دارند. مالها که نزد دیگر کسان به قرض دارند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || طلب کردنها: راه مطالبات ناموجه و عوارض ناواجب بر کل ممالک بسته. ( المعجم، از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به مطالبة و مطالبه و مطالبت شود.

فرهنگ معین

(مُ لِ ) [ ع. ] (مص. اِ. ) جِ مطالبه.

فرهنگ فارسی

( مصدر و اسم ) جمع مطالبه: مطابات معوقه: راه مطالبات ناموجه و عوارض ناواجب بر کل ممالک بسته... یامطالبات سلطانی. آنچه از جانب سلطان مطالبه شود.

ویکی واژه

جِ مطالبه.

جمله سازی با مطالبات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تعدادی از بیماران تالاسمی، در اعتراض به عدم رسیدگی به مطالباتشان، در مقابل ساختمان ستاد مرکزی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان، دست به تجمع اعتراضی زدند.

💡 شماری از بازنشستگان صنعت فولاد استانهای تهران، اصفهان و اهواز، همزمان با تجمع در مقابل ساختمان کانون بازنشستگان صنعت فولاد این استانها، خواستار برآورده شدن مطالبات خود شدند.

💡 استاد امام گوید رَحِمَهُ اللّهُ اندرین لفظ اشکالی دَرَسْت هر که بر وصف غفلت سماع کند و اشارت او اندرین آنست که از مطالبات بیفتاده باشد و اختیار خویش با یکسو نهاده و بدانچه حقّ تَعَالی همی داند رضا داده باشد.

💡 جمعی از پرستاران بیمارستان میلاد تهران مقابل ورودی‌های بیمارستان تجمع کردند. در این تجمع، جمعی از پرستاران و پرسنل بیمارستان شرکت حضور داشتند. این پرستاران خواستار افزایش ۵۰ درصدی دستمزد، پرداخت حق کرونا و پاداش معوق، برقراری امنیت شغلی و عقد قرارداد رسمی و رسیدگی به مطالبات خود شدند.

💡 گروهی از پرستاران استان قزوین در اعتراض به عدم رسیدگی به مطالباتشان با دادن شعارهای مخالف حکومت مقابل ساختمان استانداری این استان تجمع اعتراضی برپا کردند.

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
همیشگی یعنی چه؟
همیشگی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز