ویکی واژه - صفحه 157
- تحقیر
- صمغینگی
- سرپرست ارشد گروه
- هلیل رود
- چیده
- قاب ۱
- وزین
- سرعت نسبی
- دموی
- واقلیدن
- مگ
- خاک آهکی
- جریحه دار
- اسبار
- مشیب
- لاوه گر
- کلاه نمدی
- کلون
- بوجه
- کشور گردوار
- شناور لنگرانداخته
- پاترس
- کشتیدم
- قومیت
- فرصت نگه داشتن
- کشتی شکسته
- شطح
- تشتخوان
- رخت بربستن
- تذلیل
- واقول
- منکوب
- الساعه
- بحرین
- کتان
- تقدیس
- زجر
- باله
- سیرک
- امام جواد
- ناجذ
- ناجنس
- باقیمانده
- شاه ترکان
- بره
- بمب ریزموج پرتوان
- بازبینی ویدئویی
- لکنت
- الکتروکوچ گیرش تمایلی
- آبیاری کرتی
- غروب کردن
- چرخش ساعتگرد
- دم سپری
- موسیقی اتفاقی
- صناج
- ضخم
- اسم شمارا
- مبالات
- باز یافتن
- کمانگیر