کویان
لغت نامه دهخدا
کویان. ( اِخ ) دهی از دهستان قنقری سفلا است که در بخش بوانات و سرچهان شهرستان آباده واقع است و 202 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).
دانشنامه عمومی
کویان ( به لهستانی: Kujan ) یک روستا در لهستان است که در گمینا زاکژوو ( استان لهستان بزرگ تر ) واقع شده است. کویان ۲۲۰ نفر جمعیت دارد.
ویکی واژه
کَویان
منسوب به کَوی، به یک گروه خاص از کاهنان ایرانی نسبت داده شده است؛ شاید با کاویان قرابتی داشته باشد.[۱]
↑ احتمال داده شده نفرین زرتشت در گاثاها شامل این گروه با نفوذ جامعه هم بوده است.
جمله سازی با کویان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نباشد حسن را مشاطه ای چون پاکدامانی به قدر شرم، رخسار نکویان نور می دارد
💡 زشت در سلک نکویان مینماید زشتتر پای طاوس از پر طاوس رسوا میشود
💡 اکساکویان ۱٬۱۱۲ نفر جمعیت دارد و ۲۶۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شدهاست.
💡 نکویان را به خون زاهد و عاشق بود دستی شراب مذهب و مشرب، حلال این ذوفنونان را
💡 رامش کن شادی کن و عشرت کن و خوش باش می نوش کن از دست نکویان حصاری
💡 در داستانهای قدیمی، همیشه قهرمان داستان در میان کویان و پسکوچههای تاریک شهر به دنبال ردپای دشمن یا گنج گمشده خود میگشت و جستجو میکرد.
💡 عبور از میان کویان قدیمی و تنگ شهر، حس و حال سفر به دوران گذشته را برای گردشگران و علاقهمندان به تاریخ به شدت زنده میکند.
💡 صدای برخورد کفشهای رهگذران در کویان خلوت شهر، در سکوت شب، طنین خاصی داشت که باعث میشد آدم احساس تنهایی و آرامش همزمان داشته باشد.