سعوط
مترادفها
استنشاق، دمیدن در بینی
لغت نامه دهخدا
سعوط. [ س َ ] ( ع اِ ) دارو به بینی ریختنی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). دارویی را گویند که اندر بینی چکانند. ( ذخیره خوارزمشاهی ). ج، سعوطات. دارو که در بینی افکنند. ( مهذب الاسماء ). آنچه در بینی کنند و مایع باشد باین اسم نامند و از اختراعات جالینوس است و عودالعطاس نیز به این اسم نامند. ( تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به ضریر انطاکی ص 193 شود.
فرهنگ معین
(سَ ) [ ع. ] (اِ. ) عطسه آور (دارو )، معطس.
فرهنگ عمید
دارویی عطسه آور که در بینی بریزند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) عطسه آور ( دارو ) معطس.
ویکی واژه
عطسه آور (دارو)
، معطس.
جمله سازی با سعوط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باب چهاردهم: در سعوطات و نشوقات و عطوسات و شمومات و لخالخ.