ریزه کاری. [ زَ / زِ ] ( حامص مرکب ) باریک بینی. دقت. ( ناظم الاطباء ): تبتین؛ ریزه کاری و باریک بینی کردن. ( منتهی الارب ). || زیرکی. وقوف داری. ( ناظم الاطباء ). || خوشکاری. ظرافت. لطافت. ( ناظم الاطباء ). ترسیم دقیق اشکال و نقشهای ظریف با ارائه کوچکترین اجزای شی در یک اثر هنری ( نقاشی، مجسمه سازی، خطاطی، رقص و غیره ). ( فرهنگ فارسی معین ). خورده کاری. ( غیاث اللغات ). مرادف خورده کاری. کارهای نازک سرانجام دادن. ( آنندراج ):
نباشد مست می با چشم بازش
خبر از ریزه کاری های نازش.محسن تأثیر ( از آنندراج ).درنمی آید به چشم همتم نقش دو کون
می کند طراح قسمت ریزه کاریها عبث.طغرا ( از آنندراج ).تعتد؛ ریزه کاری کردن در کار. ( منتهی الارب ).
(زِ )(حامص. ) ظریف کاری، دقیق - کاری.
نازک کاری، به کار بردن شکل ها و نقش های ظریف، نشان دادن کوچک ترین و ریزترین اجزای چیزی در نقاشی و سایر هنرهای زیبا.
ترسیم دقیق اشکال و نقشهای ظریف با ارائه کوچکترین اجزای شیئی در یک اثر هنری تابلوی نقاشی مجسمه خطاطی رقص و غیره.
باریک بینی و دقت. ریزکاری و باریک بینی کردن.
ظریف کاری، دقیق - کا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 احمدینیا برای ایفای نقش در سریال لژیونر در نقش بوکسوری به نام جابر، دوره های بوکس را دیده و در کلاس های بوکس شرکت کرده است. او در حین بازی در این پروژه، تمام ریزه کاری های این ورزش را آموزش دیده و تمرین کرده است.[نیازمند منبع]
💡 دوست داشت. ریزه کاریها و فوت وفن کارش رو هم یادگرفته بود. راز متمایز دیده شدنش از دیگر استاد کارای ماهر و هم