قادر انداز
مترادفها
توانمند ساز، قادر ساز
لغت نامه دهخدا
قادرانداز. [ دِ اَ ] ( نف مرکب ) تیرانداز و کمانداری را گویند که تیر او خطا نکند. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). و مخفف آن قدرانداز یعنی بی خطاء:
کمند قادراندازان ندارد چین گیرائی
شود گر جمع صد کاکل پریشانم نمیسازد.ظهوری ( فرهنگ نظام از حاشیه برهان چ معین ).
فرهنگ معین
( ~. اَ )(ص فا. )تیرانداز و کمانداری ک ه تیر او خطا نکند.
فرهنگ فارسی
( صفت ) تیر انداز و کمانداری که تیر او خطا نکند.
ویکی واژه
تیرانداز و کمانداری ک ه تیر او خطا نکند.
جمله سازی با قادر انداز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طایر ناوک مژگان تو پر ریخته شد قادر انداز کمانداریی ابرویت کو