لغت نامه دهخدا
جنگاور. [ ج َ وَ ] ( نف مرکب ) جنگ آورنده. جنگجو. ( از ناظم الاطباء ). ستیزه جو. جنگی. شجاع. ( ناظم الاطباء ):
همی رای زد با چنان مهتران
که بودند شیران و جنگاوران.فردوسی.کجا دیده ای جنگ جنگاوران
کجا یافتی باد گرز گران.فردوسی.
جنگاور. [ ج َ وَ ] ( نف مرکب ) جنگ آورنده. جنگجو. ( از ناظم الاطباء ). ستیزه جو. جنگی. شجاع. ( ناظم الاطباء ):
همی رای زد با چنان مهتران
که بودند شیران و جنگاوران.فردوسی.کجا دیده ای جنگ جنگاوران
کجا یافتی باد گرز گران.فردوسی.
(جَ وَ ) (ص فا. ) جنگجو، شجاع.
=جنگجو
جنگ آور، جنگجو، دلیر، مردجنگی، جنگاوری، دلیری
( صفت ) جنگجو جنگی دلیر شجاع.
جنگاور (آلبوم کشا). «جنگجو» ( به انگلیسی: Warrior ) آلبومی از کشا است که در ۳۰ نوامبر ۲۰۱۲ ( ۲۰۱۲ - 11 - ۳۰ ) منتشر شد.
این آلبوم در چارت های، یونان، آمریکا جزو ده آلبوم اول قرار گرفت.
جنگجو، شجا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنیادگذاران افوس، از اسرای گرجیتبار زمان شاه عباس اول هستند که توسط خود او از گرجستان به ایران تبعید شدند و به دستور او عدهای از جنگاوران آنها جهت حفظ منطقهٔ فریدن و همچنین پایتخت (اصفهان) از حملات اقوام لر در فریدن ساکن شدند.
💡 نام نورالدین حسن در خون کشد زهره بر جنگاوران رزم زن
💡 در منطقهٔ دلتای نیل او را در جایگاه ایزدبانوی خالق میشناسند او همچون اتنای یونانی صیاد و جنگاور بود و او از اقیانوس متولد شد و هنر بافندگی را مصریان تعلیم داد برخی اسطورهها میگویند او مادر مار شیطانی آغازین به نام اپپ بود مرکز اصلی پرستش نیث در شهر مصبگونهٔ سائیس بوده.
💡 نهنکال آمد به شهر اندرون که ریزد ز جنگاوران جوی خون
💡 از آن کشته کس روی هامون ندید جز اندام جنگاور و خون ندید
💡 که جوید نبردم ز جنگاوران به تیغ و سنان و به گرز گران