يندفع
🌐 عجله می کند
دیکشنری عربی به فارسی
📌 عجله
📌 دارت زدن
📌 تیر خورده
📌 خط تیره
📌 شارژ اطراف
📌 شارژ
جمله سازی با يندفع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كم هو عظيم حب الهنا الذي يندفع الى درجة انه ينسى المستقبل بارادته، لكيما يغفر لنا)
چه عظیم است عشق خدای ما که تا آنجا پیش میرود که آیندهی ارادهی خود را فراموش میکند تا ما را ببخشد.
💡 في السباق المدرسيّ، أخذ الحصان خبب ًا خفيفًا قبل أن يندفع إلى الأمام.
در مسابقه مدرسه، اسب قبل از اینکه به جلو بتازد، یک یورتمه سبک رفت.
💡 الكلب نبح بحماس وهو يندفع إلى الأسفل خلف الكرة المتدحرجة.
سگ با هیجان پارس کرد و به دنبال توپ غلتان به پایین دوید.
💡 أمسك الراعي خطمَ الجمل بقوةٍ كي لا يندفع فجأة نحو الطريق المزدحم.
چوپان پوزهبند شتر را محکم گرفته بود تا ناگهان به سمت جادهی شلوغ هجوم نبرد.
💡 يرن الجرس، يندفع التلاميذ للداخل عائدين إلى فصولهم الدراسية.
زنگ به صدا در میآید و دانشآموزان با عجله به کلاسهایشان برمیگردند.
💡 بعد التمارين الصباحية، يندفع الجنود إلى المرحاض قبل الإفطار.
بعد از ورزش صبحگاهی، سربازان قبل از صبحانه به توالت میروند.
💡 هذه اللوحة تصور مشهدًا يندفع فيه غروب الشمس بظلال جميلة.
این نقاشی صحنهای را به تصویر میکشد که در آن غروب خورشید با سایههای زیبا به سرعت در حال گذر است.