يمص
🌐 خورد
دیکشنری عربی به فارسی
📌 خورد
📌 مکیدن
📌 مکیده شد
جمله سازی با يمص
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خلال الفحص الشهرى بالموجات فوق الصوتية قد تشعرين بالسعادة لرؤية طفلك يمص إبهامه أو يده.
در طول سونوگرافی ماهانه، ممکن است از دیدن اینکه فرزندتان انگشت شست یا دست خود را میمکد، خوشحال شوید.
💡 الرضيع يمص الحليب من الرضاعة ثم ينام بهدوء بعد الوجبة.
نوزاد شیر را از شیشه میمکد و بعد از غذا با آرامش میخوابد.
💡 2- من الممكن أن يمص الجنين إصبعه وأن يبكي.
۲- ممکن است جنین انگشت خود را بمکد و گریه کند.
💡 في الصيف، يمص بعض الأطفال المثلجات بسرعة قبل أن تذوب تماماً.
در تابستان، بعضی از کودکان قبل از اینکه بستنی کاملاً آب شود، آن را به سرعت میمکند.
💡 الطبيب حذر من أن التدخين يمص صحة الإنسان تدريجياً مع مرور الوقت.
این پزشک هشدار داد که سیگار کشیدن به تدریج و در طول زمان سلامت فرد را از بین میبرد.