يلحق

🌐 دنبال کردن

«يَلْحَق» از ریشهٔ «لَحِقَ» به معنای «رسیدن، ملحق شدن، دنبال چیزی رفتن یا به کسی رسیدن» است. این فعل معمولاً برای حال یا آینده به‌کار می‌رود و بسته به جمله می‌تواند معنی «دنبال کسی رفتن و او را یافتن»، «به چیزی اضافه شدن» یا «رسیدن به موقع» داشته باشد. مثلاً اگر گفته شود «يلحق بالقطار» یعنی «به قطار می‌رسد» یا «خودش را به قطار می‌رساند».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 دنبال کردن

📌 تحمیل کردن

📌 سراغ گرفتن

📌 علت

📌 آسیب‌ها

📌 تحمیل شده بر

جمله سازی با يلحق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خرج الأب من البيت مبكرًا كي يلحق بموعده في المستشفى.

پدر زودتر از موعد از خانه بیرون رفت تا به قرار ملاقاتش در بیمارستان برسد.

💡 أنهى المهندس عمله بسرعة كي يلحق بالموعد النهائي للمشروع.

مهندس برای اینکه پروژه را به موقع تحویل دهد، کارش را سریع تمام کرد.

💡 أجرى الطالب بسرعة في الممر حتى يلحق بالصف قبل أن يغلق المعلم الباب.

دانش‌آموز به سرعت در راهرو دوید تا قبل از اینکه معلم در را ببندد، به کلاس برسد.

💡 ‬وتنحنح متج ًها‬ ‫ً‬ ‫أشبه بأخ صغري يلحق بأخيه الكبري‬ ‫إىل مكتبه بربود‪.

گلویش را صاف کرد و با رفتاری سرد، شبیه برادر کوچکتری که برادر بزرگترش را تا دفترش دنبال می‌کند، از او دور شد.

💡 حاول السائق أن يلحق بالحافلة، لكنه وصل متأخرًا بسبب الازدحام الشديد.

راننده سعی کرد به اتوبوس برسد، اما به دلیل ترافیک سنگین دیر رسید.

💡 إذا غادرنا الآن، قد يلحق بنا الأصدقاء قبل أن نصل إلى المقهى.

اگر الان راه بیفتیم، ممکن است دوستانمان قبل از رسیدن به کافه به ما برسند.

💡 حاول أن يلحق بالحافلة، لكنه لم يستطع الوصول في الوقت المناسب.

او سعی کرد سوار اتوبوس شود، اما نتوانست به موقع برسد.

💡 خرج الرجل من البيت مبكرًا كي يلحق بموعده في المدينة.

مرد زودتر از موعد از خانه بیرون رفت تا به قرار ملاقاتش در شهر برسد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران