يقطع
🌐 برش
دیکشنری عربی به فارسی
📌 برش
📌 قطع کردن
📌 وقفه
📌 میرود
📌 استراحت
📌 خرد کردن
جمله سازی با يقطع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فقبد الرجل السكين بيده اليمنى وبدأ يقطع الخبز بعناية.
مرد چاقو را با دست راستش گرفت و با دقت شروع به بریدن نان کرد.
💡 مل يقطع أتمالهتم إال صوت خربشات غريبة قادمة من قسم األدوية.
افکارشان فقط با صدای خشخش عجیبی که از بخش داروخانه میآمد، قطع میشد.
💡 لا تحب المعلمة الطالب عابث لأنه يقطع الدرس ويزعج زملاءه كثيرًا.
معلم از دانش آموز اخلالگر خوشش نمی آید زیرا او درس را قطع می کند و همکلاسی هایش را زیاد اذیت می کند.
💡 يهبط الطائر على الشجرة بعد أن يقطع مسافة طويلة.
پرنده پس از طی مسافتی طولانی روی درخت فرود آمد.
💡 فهل الموت وهو أعظم تغيّر ينزل باإلنسان إذ يقطع عنه تعلقه المتيّم بالحياة
آیا مرگ، بزرگترین تغییری که برای یک فرد رخ میدهد، قطع دلبستگی پرشور او به زندگی است؟
💡 سار الرجل خلفها بهدوء حتى لا يقطع حديثها مع صديقتها.
مرد آرام پشت سر او راه میرفت تا صحبت او با دوستش را قطع نکند.