ليقطع

🌐 برای بریدن

از «لِـ» + «يقطع» به‌معنای «تا قطع کند، ببُرد، جدا کند، متوقف سازد». فعل «قطع» در عربی هم معنای فیزیکیِ بریدن دارد و هم در معنای مجازی مثل «قطع رابطه» یا «قطع امید» به کار می‌رود.

فعل (verb)

📌 قطع کردن

جمله سازی با ليقطع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سوف يحاصر الجيش المدينة ليقطع أي فرصة للهروب.

ارتش شهر را محاصره خواهد کرد تا هرگونه راه فراری را قطع کند.

💡 سار المسافر عبر الطريق الجبلي ليقطع المسافة قبل غروب الشمس.

مسافر در امتداد جاده کوهستانی قدم زد تا مسافت را قبل از غروب آفتاب طی کند.

💡 لقد كان خائفاً أن يقبض عليه لذا قتل ذاك الشاب ليقطع مساره

او از دستگیری می‌ترسید، بنابراین آن مرد جوان را کشت تا راهش را سد کند.

💡 لذا، في محاولة يائسة لتفادي الموت، أخيراً تناشد حطاباً ليقطع قدميها.

بنابراین، در تلاشی ناامیدانه برای اجتناب از مرگ، سرانجام از یک هیزم‌شکن التماس می‌کند که پاهایش را قطع کند.

💡 قرر المدير التدخل ليقطع الجدل الطويل بين الموظفين في الاجتماع.

مدیر تصمیم گرفت برای پایان دادن به مشاجره طولانی بین کارمندان حاضر در جلسه، مداخله کند.

💡 استخدم العامل المنشار ليقطع الخشب إلى ألواح متساوية في الورشة.

کارگر با استفاده از اره، چوب را در کارگاه به تخته‌های مساوی برش داد.

کلمات مرتبط