يشنق

🌐 آویزان

«يَشْنَق» از ریشه‌ی «شَنَقَ» است و به معنای به دار می‌آویزد، خفه می‌کند، حلقه‌ی طناب را می‌کشد. در کاربردهای لغوی و تاریخی، این واژه با مجازات یا عمل آویختن و فشار بر گردن مرتبط است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 آویزان

📌 به دار آویخته شدن

📌 لینچ شده

📌 به دار آویخته

جمله سازی با يشنق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رأيته يشنق رجل ذات مرة لمجرد إنه كان يبتسم له

یک بار دیدم که او مردی را صرفاً به این دلیل که به او لبخند می‌زد، دار زد.

💡 في القصص القديمة، كان الظالم يشنق الأبرياء بلا رحمة.

در داستان‌های باستانی، حاکم ستمگر بی‌رحمانه بی‌گناهان را دار می‌زد.

💡 انا متعجب ان أبي لم يشنق نفسه بحزامه بعد

تعجب می‌کنم که پدرم هنوز خودش را با کمربندش دار نزده است.

💡 أراد المخرج أن يصور مشهدًا تاريخيًا يظهر كيف كان الجلاد يشنق المجرمين.

کارگردان می‌خواست صحنه‌ای تاریخی را به تصویر بکشد که نشان می‌داد جلاد چگونه مجرمان را به دار می‌آویخت.

💡 لا يجوز أن يشنق أحدٌ نفسه أو غيره، فالحياة أمانة.

هیچ کس اجازه ندارد خود یا دیگری را دار بزند، زیرا زندگی امانتی است.