يخضع

🌐 موضوع

یعنی «تسلیم می‌شود، گردن می‌نهد، خضوع می‌کند». این فعل نشان‌دهنده‌ی پذیرفتنِ سلطه، فرمان، قانون یا شرایط است. گاهی هم به معنای «تابع بودن» یا «مطیع شدن» به کار می‌رود؛ مثلاً: «یخضع للقانون» یعنی «در برابر قانون تسلیم می‌شود / گردن می‌نهد».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 متحمل شدن

📌 موضوع

📌 زیر است

📌 در معرض

📌 ارسال

جمله سازی با يخضع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 غالباً ما يخضع المرضى لاختبار التنفس لتشخيص أمراض الرئة المحتملة.

بیماران اغلب برای تشخیص بیماری‌های احتمالی ریه، تحت آزمایش تنفس قرار می‌گیرند.

💡 الموظف الجديد يخضع لفترة تدريب قصيرة قبل أن يبدأ العمل الرسمي.

کارمند جدید قبل از شروع رسمی کار، یک دوره آموزشی کوتاه مدت را طی می‌کند.

💡 كما يخضع الأحداث المتورطون في الإرهاب للقواعد العامة المنطبقة على الأطفال.

نوجوانانی که در تروریسم مشارکت دارند نیز مشمول قواعد کلی قابل اجرا در مورد کودکان هستند.

💡 كل طالب يخضع لاختبار نهاية الفصل قبل إعلان النتائج النهائية.

قبل از اعلام نتایج نهایی، هر دانش‌آموز یک امتحان پایان ترم می‌گذراند.

💡 وهو لا يعدو أن يكون إرشاديا وهو يخضع للتغيير عند اللزوم.

این صرفاً یک راهنما است و در صورت لزوم قابل تغییر است.

💡 هذا المنتج يخضع للفحص الدقيق قبل أن يُطرح في الأسواق.

این محصول قبل از عرضه به بازار، تحت آزمایش‌های دقیق قرار می‌گیرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران