يحملق
🌐 خیره میشود.
فعل (verb)
📌 خیره شدن
📌 تثبیت کردن
📌 نگاه کردن
دیکشنری عربی به فارسی
📌 نگاهی انداخت
جمله سازی با يحملق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 كان الطفل يحملق في البحر بصمتٍ طويلٍ وكأنّه يبحث عن شيءٍ ضائعٍ في الأفق.
کودک مدت زیادی در سکوت به دریا خیره شد، گویی در افق به دنبال چیزی گمشده میگشت.
💡 انها يحملق في الصور الملونة للحلاقة الشعر القصير للشعر المرأة على شاشة الكمبيوتر المحمول.
او به تصاویر رنگارنگ مدلهای موی کوتاه زنانه روی صفحه لپتاپش خیره شده است.
💡 لا أريد أن يحملق أحدٌ في هاتفي أثناء حديثي مع الأصدقاء.
نمیخوام وقتی دارم با دوستام حرف میزنم کسی به گوشیم زل بزنه.
💡 ظلّ الرجل يحملق في اللوحة المعلّقة على الجدار حتى لاحظ الجميع دهشته.
مرد همچنان به نقاشی آویزان بر دیوار خیره شده بود تا اینکه همه متوجه حیرت او شدند.