اصطحبني
🌐 منو ببر.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مرا ببر
📌 من را تحویل بگیر
جمله سازی با اصطحبني
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رحّب بي صديقا حميمًا في المطار، ثم اصطحبني إلى الفندق بسيارته الخاصة.
یکی از دوستان نزدیکم در فرودگاه به استقبالم آمد، سپس با ماشین خودش مرا به هتل رساند.
💡 قال بلهجة رسمية: في اليوم األول اصطحبني كومانوس إلى مكتب مستر رايت الذي بدا وكأنه يراني ألول مرة
با لحنی رسمی گفت: روز اول، کومانوس من را به دفتر آقای رایت برد که انگار برای اولین بار بود مرا می دید.
💡 الآن اصطحبني إلى المدرسة ودعيني أنهي هذا.
حالا من را به مدرسه ببر و بگذار این کار را تمام کنم.
💡 ال أذكر أنه داعبني وأنا طفلة أو اشترى لي لعبة أو اصطحبني للنزهة
یادم نمیآید که وقتی بچه بودم، هیچوقت با من بازی کرده باشد، یا برایم اسباببازی خریده باشد، یا من را به گردش برده باشد.
💡 بعد أسبوع اصطحبني والدي إلى مزرعة أحد أصدقائه وأخبرني أنه اشتر لي جمل وطلب أن أال أخبر والدتي حتى ال يثور جنونها
یک هفته بعد، پدرم مرا به مزرعه یکی از دوستانش برد و گفت که برایم شتری خریده است و از من خواست که به مادرم چیزی نگویم تا دیوانه نشود.
💡 وكان من بني هؤلاء الصيادين رجل عجوز اصطحبني معه إلى منزله.
در میان این ماهیگیران پیرمردی بود که مرا با خود به خانهاش برد.