اصطحبته
🌐 من او را بردم
دیکشنری عربی به فارسی
📌 من او را بردم
📌 او را برد
📌 من او را آوردم
📌 او را برداشتم.
جمله سازی با اصطحبته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اصطحبته إلى المطار صباحًا لأن رحلته كانت مبكرة جدًا.
صبح او را به فرودگاه بردم چون پروازش خیلی زود بود.
💡 اصطحبته في الجولة السياحية ليرى المعالم القديمة بنفسه.
من او را به تور گردشگری بردم تا بتواند خودش بناهای باستانی را ببیند.
💡 اصطحبته إلى الطبيب بعد أن اشتدت عليه الحمى في الليل.
بعد از اینکه تبش در طول شب بدتر شد، او را پیش پزشک بردم.
💡 اصطحبته إلى امستلفين استمتعنا بموسيقا الطريق وحكاياتنا التي تضفي عليه الكثير من البهجة
او را به آمستلفین بردم؛ از موسیقی جادهای و داستانهایمان لذت بردیم که باعث شادی فراوان او شد.
💡 ما الذي يقصده بأن تلك العجوز قد اصطحبته إلى بيتها
منظورش از اینکه گفته پیرزن او را به خانهاش برده چیست؟
💡 » اصطحبته معي إلى املنزل ومنحته نصف ما أملك من املال
او را با خودم به خانه بردم و نصف پولم را به او دادم.