ومرها

🌐 و بگذری

این صورت به‌تنهایی مبهم‌تر است، اما در عربی می‌تواند با ریشهٔ «م‌ر‌ه» یا در ارتباط با واژه‌های نزدیک به معنای «نرمی، روانی، براق بودن یا گذر / رها شدن» فهمیده شود. اگر در متن خاصی آمده باشد، معنایش وابسته به سیاق است؛ به‌طور کلی می‌تواند «آن را رها کرد / گذراند» یا واژه‌ای نزدیک به مفاهیم «نرمی و روانی» باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 با صافی

📌 و در سلامت

جمله سازی با ومرها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لم ينسَ المزارعُ ومرها القديمَ رغمَ انتقالِه إلى أرضٍ جديدةٍ في أطرافِ المدينةِ.

کشاورز با وجود اینکه به قطعه زمین جدیدی در حومه شهر نقل مکان کرد، همسر پیرش و او را فراموش نکرد.

💡 في الرياضة، يجب على الرياضيين أخذ حلوها ومرها لتحقيق أهدافهم.

در ورزش، ورزشکاران باید برای رسیدن به اهدافشان، خوب و بد را بپذیرند.

💡 توقّفوا قليلًا عندَ ومرها ليستريحوا قبلَ متابعةِ السيرِ نحوَ القريةِ البعيدةِ.

آنها قبل از ادامه مسیر به سمت روستای دوردست، برای استراحت در وَمره توقف کوتاهی کردند.

💡 تتطلب العلاقات الناجحة من الشركاء أخذ حلوها ومرها والتواصل بصراحة.

روابط موفق مستلزم آن است که طرفین، خوب و بد را بپذیرند و صادقانه با هم ارتباط برقرار کنند.

💡 كانَ ومرها ضيقًا في البدايةِ، ثم وسّعهُ بعدَ أن اشترى قطعةَ أرضٍ مجاورةٍ.

گذرگاه او در ابتدا باریک بود، سپس پس از خرید قطعه زمین مجاور، آن را عریض‌تر کرد.

کلمات مرتبط