مران

🌐 ماران

این واژه در عربی می‌تواند از ریشه‌ای مربوط به «نرم کردن، تمرین دادن، یا ورزیده ساختن» فهمیده شود، اما به‌تنهایی و بدون بافت، معنای آن قطعی نیست. در بعضی کاربردها ممکن است به نوعی تمرین، ممارست یا آماده‌سازی اشاره داشته باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 آموزش

📌 تمرین

📌 ورزش

📌 درخت زبان گنجشک

جمله سازی با مران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خضع الفريق لبرنامج مران مكثف استعدادًا للبطولة القادمة.

این تیم برای آمادگی بیشتر جهت شرکت در مسابقات پیش رو، تمرینات فشرده‌ای را پشت سر گذاشت.

💡 قال إننا نود سماع المزيد، لكن لدينا مران نؤديه.

او گفت ما دوست داریم بیشتر بشنویم، اما یک جلسه تمرینی برای اجرا داریم.

💡 ولا يوجد مران أفضل من قتل وإصمات واشٍ كبير سمين!

هیچ تمرین آموزشی بهتری از کشتن و ساکت کردن یک خبرچین چاق و گنده وجود ندارد!

💡 بدأ اللاعب مران ه الصباحي قبل موعد المباراة بساعتين.

این بازیکن دو ساعت قبل از مسابقه، تمرین صبحگاهی خود را آغاز کرد.

💡 يحتاج الجسم إلى مران منتظم للحفاظ على اللياقة والصحة.

بدن برای حفظ تناسب اندام و سلامتی به ورزش منظم نیاز دارد.

کلمات مرتبط