ولوح
🌐 و موج بزنید
«ولوح» در عربی میتواند به تابش، درخشندگی، برق زدن، یا نمایان شدنِ چیز از دور نزدیک باشد، و گاهی با ریشههایی مرتبط با «لوح» (تخته، صفحه) هم اشتباه میشود. اگر در متن بهصورت فعلی یا وصفی آمده باشد، معمولاً معنایی در حوزهٔ درخشیدن، آشکار شدن، یا نمایان گشتن دارد. اما این واژه بدون متن، از نظر معنا تا حدی مبهم است.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 و دست تکان داد
📌 و موج
📌 تکان دادن
📌 پالت
📌 برند شده
جمله سازی با ولوح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حملَ العاملُ ولوح َ الخشبِ إلى الورشةِ استعدادًا للتركيبِ.
کارگر تخته چوبی را برای آمادهسازی جهت نصب به کارگاه حمل کرد.
💡 علَّقَ الرسامُ ولوح َه الجديدَ في المعرضِ مساءَ أمسِ.
نقاش دیشب نقاشی جدیدش را در گالری آویزان کرد.
💡 » «استيقظت عىل صوت املطر» ولوح بسبابته عال ًيا.
با تکان دادن انگشت اشاره اش به سمت بالا گفت: «با صدای باران از خواب بیدار شدم.»
💡 صدقوني، لن يرغبون في قضاء وقتهم عليه ولوح القلم.
باور کنید، آنها نمیخواهند وقت خود را صرف آن و تبلت قلمی کنند.
💡 احتاجَ المعلمُ إلى ولوح ٍ صغيرٍ لشرحِ الفكرةِ للطلابِ.
معلم به یک تخته کوچک نیاز داشت تا ایده را برای دانشآموزان توضیح دهد.