لاح
🌐 له
فعل (verb)
📌 درخشش
جمله سازی با لاح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مع استمرار الأزمة السياسية في البحرين، بدا وكأن بريق أمل قد لاح في الأسابيع الأخيرة.
با ادامه بحران سیاسی در بحرین، در هفتههای اخیر کورسوی امیدی پدیدار شده است.
💡 فقد انفجر البديل الاشتراكي الذي لاح كبيراً وراءً في العام 1942.
جایگزین سوسیالیستی که در سال ۱۹۴۲ در پشت سر ما قد علم کرده بود، ناگهان منفجر شد.
💡 فقط الابن من لاح في رؤيتي سيدتي
فقط پسر در رؤیای من ظاهر شد، بانوی من.
💡 لاحَ نورهُ في الأفقِ مع أوّلِ خيطٍ من الفجرِ، فاستبشرَ الناسُ ببدايةِ يومٍ جديدٍ.
نور آن با اولین کورسوی سپیده دم در افق پدیدار شد و مردم از آغاز روزی نو شادمان شدند.
💡 لاحَتْ فرصةٌ نادرةٌ للعملِ في المدينةِ، فقرّر الشابُّ أن يُحضّرَ سيرتَهُ الذاتيةَ فورًا.
فرصتی نادر برای کار در شهر پیش آمد، بنابراین مرد جوان تصمیم گرفت فوراً رزومه خود را آماده کند.
💡 لاحَتْ علاماتُ الفرحِ على وجهِ الطفلِ عندما رأى والدهُ يعودُ من السفرِ.
وقتی کودک پدرش را دید که از سفر بازمیگردد، نشانههای شادی در چهرهاش نمایان شد.