وفک
🌐 و غیره
«فک» در عربی به معنای آزاد کردن، باز کردن، جدا کردن، یا گشودن است. این واژه همچنین در فارسی و عربی در معانی دیگری هم دیده میشود، مثل «فکّ» به معنای باز کردن گره یا رها کردن. در برخی کاربردها، «فک» میتواند به بخش فکِ صورت نیز اشاره داشته باشد، اما معنای اصلیِ فعلی آن بیشتر حولِ گشودن و رهایی است.
جمله سازی با وفک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعد الحادث، أصيب الرياضي في وفك ولم يستطع الكلام جيدًا.
پس از این حادثه، این ورزشکار از ناحیه فک دچار آسیب دیدگی شد و قادر به صحبت کردن صحیح نبود.
💡 شعرتُ بألم في وفك بعد أن سقطتُ أثناء اللعب.
بعد از اینکه هنگام بازی زمین خوردم، در فکم احساس درد کردم.