بفک

🌐 بافک

یعنی «با باز کردن، جدا کردن، یا گشودن». چون «فک» در عربی به معنی «باز کردن، جدا کردن» و گاهی «فک» به‌عنوان نام عضو هم به‌کار می‌رود، معنی دقیق آن به متن وابسته است.

جمله سازی با بفک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شعرَ بفكٍّ مؤلمٍ بعدَ أن أكلَ شيئًا صلبًا، فذهبَ إلى طبيبِ الأسنانِ سريعًا.

او بعد از خوردن چیزی سفت، فکش درد گرفت، بنابراین سریع به دندانپزشک مراجعه کرد.

💡 يحتاجُ المصابُ بفكٍّ مكسورٍ إلى رعايةٍ طبيةٍ عاجلةٍ لتجنّبِ المضاعفاتِ الخطيرة.

فردی که فکش شکسته است برای جلوگیری از عوارض جدی نیاز به مراقبت‌های پزشکی فوری دارد.

💡 أصيبَ بفكٍّ متورّمٍ بسببِ السقوطِ أثناءَ اللعبِ في الملعبِ المدرسيّ.

او به دلیل زمین خوردن هنگام بازی در حیاط مدرسه، دچار تورم فک شد.

کلمات مرتبط