وسمح

🌐 و مجاز

«سمح» در عربی به معنای «سخاوتمند، گشاده‌دست، آسان‌گیر، نرم‌خو» است. با واو، یعنی «و سمح»؛ یعنی «و او بخشنده / آسان‌گیر بود» یا «و نرم و گشاده‌دل بود»، بسته به ساخت جمله.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 و مجاز

📌 اجازه داده شدند

📌 و اجازه دهید

📌 و اجازه دادن

📌 مجاز بودند

جمله سازی با وسمح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‫لكنه تروى قليال وسمح لهم بالدخول ظل‬ ‫يراقبها حتي جلست وجلس بجوارها هذا‬ ‫الشاب.

اما او کمی صبر کرد و به آنها اجازه ورود داد. او همچنان او را تماشا می‌کرد تا اینکه او نشست و این مرد جوان نیز در کنارش نشست.

💡 جذب الابتعاد الذي قاموا بتطويره عن الأضواء انتقادات أقل وسمح لهم بالهدوء.

کناره‌گیری‌ای که آنها از کانون توجهات به عمل آوردند، انتقاد کمتری را به خود جلب کرد و به آنها اجازه داد تا آسوده خاطر باشند.

💡 ‬فقرب منها‬ ‫أكتر وسمح ليها تقرأ إجابة كل أسئلتها في عنيه‪.

به او نزدیک‌تر شد و اجازه داد تا او پاسخ تمام سوالاتش را در چشمانش بخواند.

💡 استراح الفريق ريثما انتهت العاصفة وسمح لهم بالمغادرة بأمان.

تیم استراحت کرد تا طوفان تمام شد و به آنها اجازه داده شد که با خیال راحت آنجا را ترک کنند.

💡 أخبرني أن لقایه في المقهى كان مريحًا وسمح له بالكلام بصراحة.

او به من گفت که ملاقاتش در کافه راحت بوده و به او اجازه داده رک و راست صحبت کند.

کلمات مرتبط