واضطر
🌐 او مجبور شد.
جمله سازی با واضطر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حدث اليوم أمر غير متوقع في العمل، واضطر الفريق إلى تغيير الخطة فورًا.
امروز اتفاق غیرمنتظرهای در محل کار افتاد و تیم مجبور شد فوراً برنامه را تغییر دهد.
💡 تعطل الجهاز فجأة أثناء العرض، فتوقف الشرح واضطر الفني إلى إصلاحه بسرعة.
دستگاه هنگام ارائه ناگهان دچار نقص فنی شد، بنابراین توضیحات متوقف شد و تکنسین مجبور شد سریع آن را تعمیر کند.
💡 تعطلت سيارته في الطريق السريع واضطر إلى طلب المساعدة.
ماشینش توی بزرگراه خراب شد و مجبور شد کمک بخواهد.
💡 وأنا ال أريد أن اذهب واضطر لفض بريد االسرار المعبأ بأخباري الذي ال أستسيغ إشراكه معكم
و نمیخواهم بروم و مجبور شوم صندوق پستی پر از اسرارم را باز کنم، اسراری که دوست ندارم با تو در میان بگذارم.
💡 أصيب اللاعب في فخذ ه أثناء المباراة واضطر إلى التوقف.
این بازیکن در جریان بازی از ناحیه ران دچار مصدومیت شد و مجبور به ترک زمین شد.
💡 اشتدت ضراوة المعركة في الساعات الأخيرة، واضطر السكان إلى إخلاء المنطقة.
نبرد در چند ساعت گذشته شدت گرفت و ساکنان مجبور به تخلیه منطقه شدند.
💡 عندما كَثَر المطر، امتلأت الطرق بالمياه واضطر الناس إلى تغيير خططهم اليومية بسرعة.
وقتی باران شدید شد، جادهها دچار آبگرفتگی شدند و مردم مجبور شدند برنامههای روزانه خود را به سرعت تغییر دهند.