اضطرت

🌐 او مجبور شد

این واژه به معنی «ناچار شد» یا «مجبور شد» است و از ریشه‌ی «اضطرار» می‌آید، نه لزوماً «اضطراب» به معنای روان‌شناختی. یعنی فرد یا شخصِ مؤنث به دلیل شرایط، به اجبار به کاری تن داده یا در موقعیتِ ناگزیر قرار گرفته است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 او داشت

📌 مجبور شده اند

📌 موظف بود

📌 مجبور شد

📌 مجبور شدند

📌 مجبور شده است

جمله سازی با اضطرت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عندما افعصيت القواعد، اضطرت الإدارة إلى اتخاذ إجراء مناسب.

وقتی قوانین زیر پا گذاشته می‌شدند، مدیریت مجبور به انجام اقدامات مناسب می‌شد.

💡 زاد الطلب على الماء في الصيف، لذلك اضطرت البلدية إلى تنظيم التوزيع يوميًا.

تقاضا برای آب در تابستان افزایش یافت، بنابراین شهرداری مجبور شد توزیع را به صورت روزانه سازماندهی کند.

💡 ‬اضطرت الفتاتان إلى الذهاب‬ ‫الح َّمام وإصالح المكياج مرتين‪

دو دختر مجبور شدند به دستشویی بروند و دو بار آرایش خود را اصلاح کنند.

💡 ‬عادة ما يخرج والدها إلى العمل في ذلك الوقت وكانت‬ ‫أمها قد اضطرت إلى الذهاب لزيارة أختها في ضاحية قريبة‪.

پدرش معمولاً در آن ساعت برای کار از خانه بیرون می‌رفت و مادرش مجبور بود برای دیدن خواهرش به حومه شهر برود.

💡 بعد خسارة أهم عملائها، اضطرت الشركة إلى إعلان إفلاسها.

پس از از دست دادن مهمترین مشتریان خود، این شرکت مجبور به اعلام ورشکستگی شد.

💡 ‬والجواب جاء إلي‬ ‫من أمي بأنها اضطرت إلى أن تصحبني إليه عدة مرات‪

جواب را مادرم به من داد که گفت مجبور شده چندین بار من را پیش او ببرد.