استقال
🌐 استعفا دادن
فعل (verb)
📌 ترک کردن
📌 استعفا
📌 ترک
📌 بایستید
دیکشنری عربی به فارسی
📌 استعفا داد
جمله سازی با استقال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عندما استقال الممثل الرئيسي، كان الإنتاج المسرحي في فوضى عارمة.
وقتی بازیگر نقش اول استعفا داد، تولید تئاتر کاملاً به هم ریخت.
💡 أصبح الجدول الزمني للمشروع في مهب الريح عندما استقال أعضاء الفريق الرئيسيون.
جدول زمانی پروژه با استعفای اعضای کلیدی تیم به هم ریخت.
💡 استقال المصعد وعندما وقفا أمام الشقة تردد محمود لكن فوزي مد يده وضغط الجرس
آسانسور ایستاد و وقتی جلوی آپارتمان ایستادند، محمود مردد ماند، اما فوزی دستش را دراز کرد و زنگ را فشار داد.
💡 استقال أحد الأعضاء من اللجنة احتجاجاً على طريقة اتخاذ القرارات الأخيرة.
یکی از اعضای کمیته در اعتراض به نحوه تصمیمگیریهای اخیر، از این کمیته استعفا داد.
💡 استقال المدير من منصبه بعد سنوات من العمل بسبب ظروف صحية طارئة.
این مدیر پس از سالها خدمت به دلیل شرایط اضطراری سلامتی از سمت خود استعفا داد.
💡 استقال الطبيب من المستشفى بعد أن حصل على عرض عمل أفضل في مدينة أخرى.
این پزشک پس از دریافت پیشنهاد شغلی بهتر در شهر دیگری، از بیمارستان استعفا داد.