ملتح

🌐 ریش دار

«مُلْتَح» یا در برخی کاربردها نزدیک به «مُلْتَحِب» و «مُلْتَحِم» فهمیده می‌شود، به معنای چسبیده، پیوسته یا نزدیک به هم قرارگرفته است. این واژه در متون عربی می‌تواند حالتی را برساند که چیزی به چیز دیگر متصل یا فشرده شده باشد، هرچند کاربرد آن نسبت به واژه‌های رایج‌تر کمتر است.

صفت (adjective)

📌 ریش دار

جمله سازی با ملتح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ظهر الشاب ملتح ًا بلحية خفيفة بعد أسابيع من السفر والعمل في الصحراء.

مرد جوان پس از هفته‌ها سفر و کار در بیابان، با ریشی روشن ظاهر شد.

💡 صُوِّر الرجل ملتح ًا في الوثائق القديمة وهو يرتدي عمامة بيضاء وثوبًا بسيطًا.

این مرد در اسناد قدیمی با ریش، عمامه سفید و ردای ساده تصویر شده بود.

💡 دخل المصلّي ملتح ًا إلى المسجد بعد أن توضأ سريعًا عند الباب.

نمازگزار ریش‌دار پس از وضو گرفتن سریع دم در، وارد مسجد شد.

کلمات مرتبط