مشخ
🌐 ادرار کردن
معمولاً به معنای «نرم کردن»، «فروبردن» یا «آمیختن» در برخی کاربردهای لغوی آمده است، هرچند واژهای کمکاربرد است. در متون قدیم ممکن است دلالت بر عملی داشته باشد که چیزی را از حالت سختی یا انسجام بیرون میآورد. معنای دقیق آن در بسیاری از موارد وابسته به سیاق است.
جمله سازی با مشخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 كان الرسم مشخ على عجل، لكنه أوضح الفكرة المطلوبة.
نقاشی با عجله انجام شد، اما ایده مورد نظر را منتقل میکرد.
💡 ظهرت علامة مشخ صغيرة على اللوحة بعد النقل.
بعد از انتقال، یک خراش کوچک روی تخته ظاهر شد.
💡 مرّ الرجل على الورقة بخط مشخ ثم أضاف ملاحظته الأخيرة.
مرد خطی ناخوانا روی کاغذ کشید و سپس یادداشت آخرش را اضافه کرد.